برای رضا کار شدن فورم ذیل را خانه پری نمائید


گـــوش دادن


تسهیــل کردن


حــمایت کردن


بی بی گل غنی

گوش دادن

تسهیل کردن

حمایت کردن

بی بی گل غنی

کمپاین آگاهی



دفتر خانم اول کشور سه هزار جلد کتاب سواد آموزی به دو زبان ملی و یکمقدار قرطاسیه‌ باب را به هدف مبارزه با بی‌سوادی در کشور، به معینیت سوادآموزی وزارت معارف کشور کمک نمود.

دفتر خانم اول برای یک‌هزار تن مواد درسی سوادآموزی کمک نمود

Rula (Bibi Gul) Ghani

رولا (بی بی گل) غنی

خانم اول جمهوری اسلامی افغانستان

رولا (بی بی گل) غنی

خانم اول جمهوری اسلامی افغانستان


جلالتمآب خانم اول جمهوری اسلامی افغانستان رولا غنی که متولد کشور لبنان میباشند، تحصیلات عالی خویش را در سال ۱۹۶۹ در پوهنتون I’Institut d’Etudes Politiques پاریس فرانسه بعداً در سال ۱۹۷۴ ماستری اول را در رشته مطالعات سیاسی از پوهنتون امریکایی بیروت و ماستری دوم خویش را در ۱۹۸۳ در رشته ژورنالیزم از پوهنتون کولمبیا در نیویارک بدست آورد اند.
جلالتمآب رولا غنی در مارچ ۱۹۷۵ با جلالتمآب محمد اشرف غنی ازدواج نمودند که ثمره ازدواج ایشان یک دختر بنام مریم و یک پسر بنام طارق میباشند.
قبل از برگشت شان به کابل در سال ۲۰۰۲، رولا غنی در پهلوی ایفای بعضی وظایف اتفاقی، وقت خویش را برای رفاه خانواده خود وقف نمودند و همچنان به عنوان داوطلب در شبکه خانوادگی بانک جهانی یک اداره که نیازمندی های فامیل های کارمندان بانک جهانی میباشد، ایفای وظیفه نموده اند.
زمانیکه به افغانستان برگشت نمودند، علاقمند به درک چالش های اجتماعی در کابل گردیدند وتوجه شان را بالای آشیانه که یک موسسه غیر انتفاعی خیریه برای اطفال بی بضاعت جاده های کابل میباشد، معطوف نمودند.
بعد از اینکه همسر شان در سپتامبر ۲۰۱۴ به حیث رئیس جمهور جمهوری اسلامی افغانستان انتخاب گردیدند، ایشان مسؤلیت خانم اول را به عهده گرفتند. همراه با تیم محدود از همکاران تصمیم گرفتند که برای ترویج محیط مثبت، کار خواهند نمود که در آن هر شهروند افغانستان بتواند با توانایی خویش در توسعه کشور سهم فعال داشته باشد.

بیانیه ها و مصاحبه ها


جوانان - آینده افغانستان


"این دنیای شماست، به میل خود بسازید اش ورنه دیگران آنرا به میل خود خواهند ساخت."

بی بی گل، ۸ اکتوبر ۲۰۱۴

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 



خانم اول امیدوار هستند تا نسل های رو به رشد افغانستان نیروی جدید برای بازسازی افغانستان بوجود بیآورند. خانم اول همراه با تیم کاری خویش سعی و تلاش مینمایند تا برای قشر جوان این سرزمین فرصت های را فراهم نمایند تا توانمند شده و بدین ترتیب بتوانند مسؤلیت های خویش را در قبال کشور شان بر عهده بگیرند. نکات مورد نظر خانم اول قرار ذیل میباشد:

  • سواد برای همه اقشار جامعه (شامل مکاتب ابتدایی که از سواد کافی برخوردار شوند)
  • آموزش های حرفوی (کارمندان اداری و حرفوی)
  • بهبود سیستم آموزشی در مکاتب و پوهنتون ها
  • فعالیت های فرهنگی؛ فعالیت های ورزشی
  • وظایف مدنی و دواطلبانه/ مراقبت از محیط زیست
  • تجلیل از دست آورد های علمی؛ معلومات در رابطه به بورسیه ها
  • مشوق شبکه سازی و انجمن فارغ التحصیلان
  • استقبال از جوانان افغان که دوباره به وطن عودت مینمایند
  • سواد برای همه اقشار جامعه (شامل مکاتب ابتدایی که از سواد کافی برخوردار شوند)
  • آموزش های حرفوی (کارمندان اداری و حرفوی)
  • بهبود سیستم آموزشی در مکاتب و پوهنتون ها
  • فعالیت های فرهنگی؛ فعالیت های ورزشی
  • وظایف مدنی و دواطلبانه/ مراقبت از محیط زیست
  • تجلیل از دست آورد های علمی؛ معلومات در رابطه به بورسیه ها
  • مشوق شبکه سازی و انجمن فارغ التحصیلان
  • استقبال از جوانان افغان که دوباره به وطن عودت مینمایند

فرهنگ و عنعنات افغانی


چندین دهه جنگ در افغانستان باعث شد تا سلسله انتقال رسوم و عنعنات به نسل های بعدی از بین برود. نسل های جوان افغان در مهاجرت ها بزرگ شدند و فامیل های شان گرفتار بقای زندگی روزمره خود گردیدند که در این میان رشته های اجتماعی، فرهنگی و عنعنوی جامعه از بین رفت. در اینجا داستان های از فرهنگ و عنعنات سابقه افغانی و مسائل امروزه را به نشر خواهیم رساند که با احیای فرهنگ سابقه میتوان این مسایل را حل کرد. شما هم میتوانید داستان های خویش را به اشتراک بگذارید. info@firstlady.gov.af

محو فساد از روند تدارکات 2017-11-04

رئیس‌جمهور محمد اشرف غنی نوشته حاضر بخشی از کتاب «بر ضد فساد – مجموعه نوشته‌ها» است که توسط کریستین لاگارد با موضوع مبارزه با فساد ترتیب شده است. این مجموعه شامل مقالات 15 چهره سیاستمدار، فعال، خبرنگار و شخصیت علمی از کشورهای مختلف است. معرفی انزجار اخلاقی که اکثر مردم از فساد احساس می‌کنند، تخریبی که این پدیده به بار می‌آورد و نیز ماهيت فراگير آن، از چشم ما پوشیده می‌ماند. ضرور است كه بدانیم در برخی از کشورها، در يك سيستم کارآمد حکومتداری عامه، فساد انحراف پنداشته نمی‌شود. فساد جزء و یا بخشی از خود سيستم بوده، توسط ماهیت تشتت حکومت‌ها، تقویت یافته و باعث ايجاد خساره‌های قابل پیش‌بینی در مسیر انكشاف ملی می‌گردد. به خاطر محو مؤثر فساد، ما باید محرک‌های سیستماتیك را كه سبب تقویت و تداوم فساد می‌گردند، شناسایی كنیم. این مقاله نشان می‌دهد، فساد در حقیقت عدم مسؤولیت‌پذیری فردی و نهادی است كه به مقامات دولتی اجازه می‌دهد تا هدف استفاده‌ی منابع عامه را منحرف سازند. در کشوری مانند افغانستان، اگر مشكل عمده، عدم مسؤولیت‌پذیری باشد، پس باید اقدامات لازم به خاطر رفع این معضل، بر مشکل تشتت موجود در نهاد‌های حکومتی، به مثابه مراجع اصلاحاتی، چیره شود. اصلاحاتی كه بیرون از سیستم تطبیق شده، قادر است تا حدی پیشرفت را به وجود آورد؛ ولی تشتت به آن معنی است که این اصلاحات، همواره موقتی و ناتکمیل خواهند بود. در یك نظام متشتت، تنها رهبری سیاسی ملی و نیرومند، قادر است از ریشه‌ با فساد مبارزه کند؛ زیرا تنها، رهبری عالی‌رتبه سیاسی می‌تواند بر وزارت‌ها و سایر عرصه‌ها که در آن فساد صورت می‌گیرد، نظارت کند تا یک اجندای مؤثر برای اصلاحات به میان آید. با اجرای اقدامات مثبت به خاطر نشان دادن تعهد برجسته خویش، حتی نظام‌های متشتت می‌توانند ائتلاف‌هایی را با اصلاح‌طلبان داخلی و خارجی به وجود آورند؛ اما باید کسی باشد که این در را باز کند. دسته‌بندی پاسخگویی کشور‌هایی که در رده‌ی پایین معیارهای مبارزه با فساد قرار دارند، کشور‌هایی‌اند که بارها به عنوان نظام‌های عمیقاً متشتت در زمینه پاسخگویی دولت شناخته می‌شوند. در چنین کشور‌هایی، سیستم‌های حكومتی که باید از فساد جلوگیری کنند، خود موجب تقویت فساد می‌شوند (سرمایه برای صلح ۲۰۱۳). اینها، شامل فعالیت‌های بنیادی، مانند تدارکات، مدیریت مالی، استخدام، تفتیش، عدلی و قضایی می‌باشند. اگر ماهیت سیستماتیک فساد در این ادارات متشتت شناسایی نگردد، اصلاحات چیزی جز از سرگرمی نخواهد بود. کمک تخنیکی دونرها در عرصه تهیه‌ی پلان‌های عملیاتی مبارزه با فساد وجود دارد؛ اما وزارت‌ها آن‌ را تطبیق نمی‌کنند. کمیسیون‌های مبارزه با فساد ایجاد گردیده و بی‌سروصدا منحل می‌شوند. سفر‌های آموزشی به کشور‌های اصلاح‌طلب در ابتدا باعث ایجاد شور و هیجان می‌گردد؛ ولی آهسته‌آهسته به فراموشی سپرده می‌شود. هیچ‌ کدام از این عملکرد‌ها، مشکل اساسی فسادِ نهادینه‌شده را به طور جدی کاهش نمی‌بخشد؛ زیرا تصور می‌شود که می‌توان از طریق سرکوب علایم و یا اثرات، با فساد مقابله كرد؛ که نهایتاً موفقیتی در رسیدگی به مشکل محرک‌های ساختاری آن دیده نمی‌شود. هرچند بعضی از ادارات دولتی، واقعاً متعهد به آوردن اصلاحات هستند؛ ولی این ادارات بیش‌تر عملکرد نمادین دارند تا اینكه در عرصه مبارزه با فساد واقعاً پیشرفت‌های عملی را روی دست گیرند. برای درک چگونگی امکان تغییر، به استراتیژی مبارزه با فساد كه در افغانستان تطبیق می‌گردد، می‌پردازیم. اصلاح فساد در نظام‌های متشتت پاسخگو: قضیه‌ی افغانستان افغانستان از هر لحاظ، یکی از فاسدترین کشورها در جهان است. جنگ‌های تقریباً دوامدار در طی ۵۰ سال گذشته، منجر به از بین رفتن نظم اجتماعی و نهادی گردیده است. پول‌های هنگفتی كه بعد از سقوط طالبان در آخر سال ٢٠٠١، به خاطر بازسازی کشور سرازیر شد، سیستم‌های پاسخگویی را بیش‌تر متشتت و ضعیف ساخته است. در اكتوبر ۲۰۱۴، زمانی كه دولت جمهوری اسلامی افغانستان به فعالیت آغاز نمود، در تعهدات‌مان در راستای محو فساد و معافیت که با خود داشت، متحد بودیم. بهای فسادی که ما به ارث برده‌ایم، بیش‌تر از انزجار اخلاقی بوده و بر توسعه ملی کشور تأثیرات قابل ملاحظه‌ای داشته است. چالشی که با آن روبه‌رو شدیم، معرفی اصلاحاتی بود که در محیط پساجنگ قابل اجرا باشد. خروج عساکر بین‌المللی از افغانستان، بین سال‌های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۴، به این معنی بود که حجم زیادی از حمایت‌ مالی که همراه نیروهای نظامی بود، یکباره متوقف گردید. حکومت و کشورهای دونر به این توافق رسیدند که بدون آوردن اصلاحات، «دستگاه فساد» که در اطراف تخصیص کمک‌های مالی شکل گرفته، تبدیل به استراتیژی انکشافی تحت رهبری سکتور خصوصی نخواهد شد؛ و رشوه بی‌پایان، افغانستان را در حالت غیررقابتی و فقر نگه خواهد داشت. به عنوان کشوری که با تهدید خشونت‌های داخلی و حملات خارجی روبه‌رو است، ایجاد مشروعیت حکومت به خاطر تأمین نظم اجتماعی، حیاتی می‌باشد؛ اما سابقه‌ی فساد دولتی، اعتماد مردم را به محاکم دولتی که به صورت عادلانه قضاوت کند؛ پولیسی که نظم را تأمین نماید؛ و دوایر حکومتی که از منافع عامه منصفانه نمایندگی کند نه اینکه جوازها را فقط به چند داوطلب پولدار صادر نماید؛ تضعیف ساخته است (ایشیا فوندیشن ۲۰۱۴). شناسایی ساحاتی که در آن فساد صورت می‌گیرد همان‌گونه که مسافران راه دور به خاطر رسیدن به منزل از داشتن یک نقشه واضح راه استفاده می‌کنند، استراتیژی ما در راستای مبارزه با فساد با نقشه‌بندی مفصل دورنمای فساد در افغانستان، آغاز شد. هدف این کار، بازنگری عملکردهای حکومت به منظور شناسایی ساحاتی که در آن فساد صورت می‌گیرد، بود. ما دریافتیم؛ فساد حمایت‌شده از سوی دولت در تمام ساحات وجود دارد. ساحات ویژه‌ی قابل نگرانی قرار ذیل بود: · غصب زمین: در حالی که جامعه‌ی عنعنوی افغانی و بر اساس قوانین اسلامی، حقوق مالکیت واضح و حمایت‌های قوی اجتماعی را فراهم می‌سازد؛ غصب زمین در افغانستان، مالکیت را به یک منبع خصومت‌‌ورزی، بی‌باوری و محروم‌سازی مبدل ساخته است. غصب زمین، مانع دسترسی سکتور خصوصی به سرمایه‌گذاری شده بود، در حالی که مردم غریب در مسکن غیرمعیاری و ناامن جای گرفته بودند. · تقرری‌ها در حکومت: مردم بیش‌تر به این باورند که تقرری‌ها در حکومت به کمک واسطه و پول تضمین شده است. وزارت مالیه در یکی از جلسات کابینه خاطرنشان ساخت که اگر مأمورین ملکی به مصارفی که به خاطر دریافت تقرری داده‌اند، نمی‌پرداختند، درآمد سالانه دولت دو برابر می‌گردید. · بانکداری: کابل‌بانک به نمادی از غارت منابع عامه مبدل گردید. در آغاز سال ۲۰۱۲، تفتیش قانونی نشان داد که تقریباً همه حسابات بزرگ بانک به طور سیستماتیک، جعلی بوده است. حین تفتیش، پول به حسابات بانکی واریز می‌شد و در ختم تفتیش، آن را دوباره بیرون می‌کردند. خسارت کابل‌بانک در حدود ۸۵۰ میلیون دالر امریکایی بود که حکومت بیش‌تر از یک سوم آن را دوباره به دست آورده است. · گمرکات: افغانستان همواره تکیه بر عواید گمرکات نموده است؛ اما مدیریت گمرکات که عمداً ضعیف نگه داشته شده، از محرک‌های عمده‌ی فساد بوده است. دفتر احصائیه مرکزی افغانستان، واردات سالانه از پاکستان را حدود 1.1 میلیارد دالر ثبت کرده؛ اما ارقامی که از طرف پاکستان ارائه می‌شود، نشان می‌دهد که صادرات به افغانستان به حدود 2.32 میلیارد دالر می‌رسد (گروه نظارت بر پیچیدگی‌های اقتصادی ۲۰۱۵). البته رشوه‌ستانی محدود به بنادر نمی‌شود؛ مطالعات راه‌های مواصلاتی نشان می‌دهد که در مسافه‌ای بیش‌تر از یک‌صد مایل، در حدود ۱۲ محل تلاشی جابه‌جا شده و هر کدام‌شان درخواست رشوه می‌کنند. · استثمار منابع طبیعی: افغانستان در حالت گسترش علایم ابتدایی نفرین منابع طبیعی قرار دارد. نفرین منابع طبیعی، سندرومی است که منابع سرشار طبیعی را که در اصل باید باعث ثروتمند شدن یک کشور فقیر شود، به مکان فسادی مبدل می‌کند که توسط نخبگان کوچک ضبط گردیده است. یکی از بدترین نمونه‌ها، استخراج معادن می‌باشد که موجودیت فساد در صدور‌ جواز و تدارکات، باعث برخورد زیاده‌خواهانه و مخربانه در عرصه استخراج معادن می‌شود. · مواد مخدر و قاچاق: چون تجارت مواد مخدر در هر گوشه‌ی دنیا صورت می‌گیرد، شبکه‌های منطقوی و جهانی، اقتصاد جرمی را به یک محرک مهم فساد تبدیل می‌نماید. در این اواخر، قاچاقچیان خطرناک و خشن مواد مخدر، ساحه فعالیت‌شان را گسترش داده تا بتوانند قاچاق انسان‌ و مهاجرت غیرقانونی از افغانستان به اوراسیا را تحت پوشش فعالیت‌های خویش قرار بدهند. فساد، تدارکات و اصلاحات به خاطر رفع فساد سیستماتیک اینچنینی، راه‌حل برق‌آسایی در دست نیست؛ اما در صورتی که توجه خویش را به زیر سطحی که فساد روی آن قرار گرفته یعنی در فرایندهایی که حکومت توسط آنها فساد را مهار و یا برعکس تشویق می‌کند، متمرکز بسازیم، راه‌هایی در پیش رو خواهند بود. در افغانستان، به جای اینکه سیستم‌ها به خاطر پاسخگویی حکومت، تدارکات، مدیریت مالی، استخدام، تفتیش، قانون‌گذاری و اجرای عدالت فعال باشند، خود به محرک‌های فساد مبدل گردیده که این موضوع بیانگر تداوم فساد می‌باشد. در یک نظام متشتت اینچنینی، یک حکومت اصلاح‌طلب زمانی می‎تواند به تعهداتش در راستای اصلاحات جامه عمل بپوشاند که این سیستم‌ها را از درون به بیرون، ترمیم کند. اینکه ترمیم چه طور در عمل پیاده می‌شود، ادامه این مقاله، تلاش‌های حکومت افغانستان به خاطر اصلاحات در روند تدارکاتی را مورد مطالعه قرار می‌دهد. هدف اصلی تدارکات عامه این است که حکومت با راه‌اندازی شرایط رقابت، بتواند بهترین قیمت را با نازل‌ترین مصارف برای مردم فراهم سازد. آغاز تطبیق اصلاحات در تدارک اجناس و خدمات‌رسانی توسط حکومت، یک شروع جالب در آوردن اصلاحات در نظام نبود؛ به خصوص زمانی که پیگردهای قانونی مقامات و یا گزارش تحقیقاتی و نشر آن را در پی داشت. اما تدارکات در محور فعالیت‌های حکومت‌ها قرار دارد. تخمین‌های جهانی نشان می‌دهد که تدارکات سالانه بین ۱۰ تا ۳۰ درصد تولید ناخالص داخلی یک کشور را تشکیل می‌دهد (SELA ۲۰۱۵). بنابراین زمانی که روند تدارکات با فساد ملوث گردد، تأثیر آن بر عملکرد حکومت و قدردانی از مالیه‌دهندگان، فاجعه‌بار است. تدارکات در افغانستان، به طور سنتی، تمام علایم نظام پاسخگویِ حکومتی که ملوث به تشتت و فساد است را دارد. بررسی‌های قانونی داوطلبی رقابتی همواره نشان می‌دهد که تقلب سیستماتیک، معمولا از طریق شامل ‌ساختن شرکت‌های غیرواقعی، که در ظاهر شامل رقابت می‌باشند اما در واقع وجود ندارند، صورت می‌گیرد. در بدل پول، قیمت‌های تخمینی میان مقامات و داوطلب‌های فاسد شریک می‌گردند. به طور دوامدار، مقررات وضع‌شده، به خاطر جلوگیری از ایجاد تضاد منافع، توسط شرکت‌هایی که مالکین آنها اقارب مقامات بلندرتبه است، زیر پا می‌شود؛ مقاماتی که تنها وظیفه‌شان فراهم ساختن زمینه لازم است. به طور کلی، فساد در روند تدارکات، پشت صحنه اتفاق نمی‌افتد. تهدید به خشونت، اختطاف و رشوه، رقیب‌های قانونی را مجبور به دست کشیدن از داوطلبی و یا تغییر قیمت‌های پیشنهادی‌شان می‌کند. مقامات با شرکت‌های دلخواه به خاطر تعیین معیارهای تخنیکی که تنها آنها قادر به فعالیت مطابق آن باشند، سازش می‌کنند. فعالیت‌های ملوث به فساد تنها به مذاکرات راجع به قراردادها محدود نمی‌شود؛ دستکاری در تدارکات به خاطر تحویل اجناس کم‌کیفیت به جای اجناس با کیفیت عالی که پیشاپیش در اسناد تدارکاتی و خریداری ذکر شده، روش متداولی است که منجر به فروریزی زیربنا، قیمت‌گذاری بالا و خدمت‌رسانی بی‌کیفیت می‌گردد. بنابراین تدارکات وسیله‌ای برای محک حکومت جدید است که آیا تعهداتش به آوردن تغییر سیستماتیک، به‌راستی از حمایتِ اراده سیاسی و تغییر ساختاری برخوردار خواهد شد. گام نخستِ استراتیژی حکومت افغانستان، آوردن دو اصلاحات کلیدی است؛ ایجاد کمیسیون ملی تدارکات به منظور بررسی تمام قرار‌داد‌های بزرگ، و یکجا ساختن تمام قرار‌داد‌های ساختمانی از طریق دو نهاد تخصصی. متمرکز ساختن تدارکات، نه‌تنها یگانه راه موجود به خاطر اصلاحات بود؛ بلکه ما را قادر به مقابله با مسایل ساختاری که باعث رشد فساد می‌گردید، ساخت. اصلاحات در عرصه فساد از وزارت به وزارت، نه‌تنها خارج از امکانات محدود حکومت بود؛ بلکه انگیزه‌های اساسی را که در قدم نخست محرک فساد بودند، دست‌نخورده باقی می‌گذاشت. تنها از طریق نظارت پایدار توسط مقامات عالی‌رتبه به خاطر ایجاد پاسخگویی لازم، در همراهی با تخصص تخنیکی، می‌توانیم امید به تغییر فرهنگ بروکراتیک را داشته باشیم. ایجاد دستگاه اصلاحات جهت تأکید بر تعهد برجسته رهبری ملی به منظور خاتمه دادن به فساد، کمیسیون ملی تدارکات توسط شخص خودم (رئیس جمهوری اسلامی افغانستان)، رهبری می‌شود. رئیس اجرایی، معاون اول ریاست جمهوری، وزیران مالیه، عدلیه و اقتصاد نیز در جلسات هفته‌وار شرکت می‌کنند. اشتراک چنین مقامات بلندپایه‌ای، نه‌تنها برای فرستاندن پیام نمادین به سطح کشور لازم است؛ بلکه از این طریق، تشکیل یک جبهه‌ی متحد مقابل تمایلات موجود مخالف اصلاحات در داخل حکومت ضروری می‌باشد. در این عرصه، اداره تدارکات ما را همکاری می‌کند که توسط کارمندان مجرب افغان که به طور مسلکی در بخش تدارکات آموزش دیده و همچنین از مهارت تخصصی لازم جهت دانستن جزئیات داوطلبی برخوردارند، مدیریت می‌شود. از آنجایی که قسمت عمده‌ی بودجه افغانستان به خاطر تأمین امنیت به مصرف می‌رسد، نیرو‌های ناتو نیز در مطالعه و بررسی قرارداد‌های نظامی، به حکومت کمک تخنیکی می‌کنند. شفافیت عامه به طور پروسه تنظیم شده است. اشتراک‌کنندگان جلسات هفته‌وار بررسی تدارکات، شامل نمایندگانی از دیده‌بان شفافیت (سازمان غیردولتی بین‌المللی‌)، دفتر سرمفتش خاص امریکا در امور بازسازی افغانستان (سیگار) و کاکس (شفافیت پارلمانی) نیز می‌باشند. صورت جلسات و تمام تصامیم اخذشده از طریق ویب‌سایت در دسترس مردم بوده و به طور دوامدار نشر می‌شود (حکومت افغانستان، ۲۰۱۶). همچنین تیم‌های کاری‌مان در این زمینه به طور منظم برای دونرها، ژورنالیست‌ها و رسانه‌ها معلومات ارائه می‌کنند. شفافیت، ما را قادر به ایجاد اعتماد به حکومت ساخته است. اولین آزمایش نتیجه‌ی کار ما در سکتور امنیتی صورت گرفت. جامعه مدنی و افشاکنندگان، اتهامات جدی را بر یک قرارداد تیل به ارزش ۴۰۰ میلیون دالر وارد نمودند که توسط وزارت دفاع حکومت قبلی عقد گردیده بود. در پاسخ به این اتهامات، قرار‌داد بازگشایی شد. در یک بررسی ابتدایی، شواهد معتبری از تخلفات، کشف گردید. در نتیجه، قرارداد را به تعلیق درآوردیم و یک کمیسیون بلندرتبه تحقیق را جهت بررسی قرارداد مذکور و ۹ قرارداد دیگر عمده‌ی تیل، مؤظف نمودیم. گزارش کمیسیون، موجودیت تخلف گسترده از قانون را آشکار نمود. متأسفانه، واکنش به سادگی اینکه قرارداد به تعلیق درآورده شود و کار دوباره آغاز گردد، نبود. ادامه‌ی قرارداد به معنی پذیرفتن فساد تلقی می‌شد؛ اما توقف یکباره قرارداد نیز به این معنی بود که عساکر و پولیس در جریان یک جنگ شدید، بدون مهمات و اکمالات رها شوند. این یک مثال قوی است که فساد در تدارکات چه طور می‌تواند عواقب زیان‌باری را در تأمین امنیت ملی و سلامت مردم ما، به بار آورد. با توجه به این چالش، چه اقداماتی را روی‌ دست می‌گرفتیم؟ به خاطر رفع سریع این چالش، ما چارچوبی را انکشاف دادیم که با آن هر قرارداد، فسخ و دوباره بر اساس روش منبع واحد، بازنگری می‌شد؛ و نتایج به‌دست‌آمده، توسط متخصصین از جمله کارشناسان ناتو، مرور و تصدیق می‌گردید. سپس کمیسیون تدارکات ملی هر مورد را دوباره بررسی نمود تا نتایج، مطابق معیارهای طرزالعمل و «ارزش در مقابل پول» باشد. سپس همین نتایج در وب‌سایت‌های‌شان به نشر می‌رسید. این چارچوب اکنون روی وزارت امور داخله تطبیق می‌گردد. بررسی تقریباً نه‌صد قرارداد نشان داد که پیروی از قوانین ملی و شیوه‌های خوب تدارکاتی، یک استثنای نادر بوده، نه به عنوان یک قاعده. نظارت کمیسیون تدارکات، پیشنهادات داوطلبی‌ها را ترمیم می‌کند تا موارد فساد را از آنها بیرون کشیده و مطمئن شود حکومت در قبال آنچه می‌پردازد، دریافت می‌نماید. تخمینات ما نشان می‌دهد که این سیستم در سال اول فعالیت خود، در حدود ۳۵۰ میلیون دالر امریکایی برای حکومت صرفه‌جویی نموده است. هدف مدیریت اداره ملی تدارکات به طور عملی توسط رئیس‌جمهور، این بود که پیام تعهد حکومت به اصلاحات، به مردم فرستاده شود؛ اما همچنین، یک اقدام موقتی از اثر ضرورت بازگرداندن اعتماد، بوده است. تنها اصلاحات ابتدایی را عملی ساخته‌ایم؛ اما تطبیق اصلاحات همه‌جانبه در پیش رو است. در آینده، تغییرات تخنیکی بیش‌تری در راستای اجرای روند تدارکاتی صادقانه، که یک قاعده باشد نه استثنا، لازم است. طوری که دروازه‌های سیاست به خاطر آوردن اصلاحات باز شده است، اصلاح‌گران می‌توانند تغییرات کافی را در سایر ساحات فعالیت‌ حکومت، مانند اعلان قراردادها، مقایسه‌ی پیشنهادات داوطلبی با قیمت فی واحد و بررسی مقررات تدارکات، وارد کنند. نظارت بهتر و بررسی مفصل پروسه‌ها، می‌تواند به این که فساد در کجا و چه زمان صورت می‌گیرد، رسیدگی کند؛ اما در ساختارهای بنیادی که فساد را به وجود می‌آورند، تغییری نمی‌آید. به خاطر تحقق این کار، ما باید تمام سیستم حکومت را در مقابل استثمار و دستکاری، آسیب‌ناپذیر سازیم. این یک چالش عمده برای ما محسوب می‌شود. اعمال اصلاحات بزرگ تدارکاتی، از نگاه تخنیکی کار مغلق بوده که نیاز به یک رهبری قوی و تجربه مسلکی دارد. علاوه بر این، در افغانستان ساختار مشارکت در کمک‌ها به گونه‌ای است که هر وزارت به خاطر روند تدارکاتی و ساختمانی، شعبه‌ای برای تمویل پروژه ایجاد کند؛ و این خود نمونه‌ی دیگری از اجازه فساد به وسیله تشتت است. نهادهای بزرگ انکشافی مثل بانک جهانی با فرستادن ده‌ها متخصص با معاش بلند و آموزش عالی، تصامیم وزارت‌های همکارشان در مورد تدارکات را بررسی می‌کنند تا به معضل رسیدگی نمایند. افغانستان هرگز قادر به پرداخت مصارف این تعداد متخصص نخواهد بود. ما نیاز به یک مودل کاملاً متفاوت برای چگونگی فعالیت تدارکات داریم. به خاطر ایجاد چنین مودلی، حکومت امور ساختمانی را فقط در دو وزارت متمرکز نموده که یکی را برای امور عامه به سطح ملی و دیگری را برای تصدی دولتی که قراردادهای حکومتی را تنظیم می‌کند، مؤظف ساخت. نه‌تنها این دو وزارت، قادر به رشد تخصص تدارکاتی و فراهم‌سازی نظارت مناسب خواهند شد؛ بلکه سایر وزارت‌ها از انحراف به سمت فعالیت‌های پول‌ساز رها شده و بر وظایف اصلی‌شان تمرکز نموده به آنها ارزش قایل خواهند شد. این پلانی است که ما به خاطر مبارزه با یک فرهنگ عام که برای کمایی پول به وجود آمده نه خدمات‌رسانی، روی دست داریم. به گونه مثال، وزارت معارف به جای درخواست اعمار مکاتب بیش‌تر، می‌تواند روی ارتقای ظرفیت معلمین و بهبود دانش شاگردان تمرکز کند؛ وزارت صحت عامه، به جای اعمار کلینیک‌های بیش‌تر که فاقد کارمندان آموزش‌دیده و اکمالات لازم‌اند، می‌تواند روی کاهش میزان خطرناک مرگ و میر مادران تمرکز کند. اصلاحات متمم به هیچ صورت حکومت این اندازه ساده نمی‌پندارد که تنها با بررسی قراردادها و متمرکز ساختن امور ساختمانی در دو نهاد مرکزی، فساد خاتمه یابد. هر سیستمی که سبب افزایش پاسخگویی حکومت شود، باید ترمیم گردد؛ پیشرفتی که ما در اصلاحات روند تدارکات داشته‌ایم، نشان می‌دهد که این کار قابل اجرا است. قدم بعدی چیست؟ حتی با وجود پلان‌گذاری بهتر، مقررات واضح‌تر و نظارت جدی‌تر، باز هم فساد صورت خواهد گرفت؛ تا زمانی که، احتمال تطبیق مجازات به حدی برسد که مقامات وادار به این تصمیم شوند که دست زدن به فساد دیگر ارزش خطر آن را ندارد. تا این اواخر، مجازات فساد از سرزنش لفظی فراتر نرفته بود. نظارت اعتباری در هر مورد برای مؤسسات دونر واگذاشته شده است. وظیفه بعدی ما این است که اطمینان یابیم تطبیق مجازات، متناسب با جرایم شده است. اصلاحات باید در محاکم، قضا، پولیس و سارنوالی تطبیق شود. ما در اینجا به صراحت می‌پذیریم که پیشرفت، بطی‌تر از آن است که توقع داشتیم. حکومت قادر نبوده است در راستای تطبیق اصلاحات در بخش عدلی، به آن اندازه که انتظار می‌رفت، سریع عمل کند. به طور خاص، اصلاحات در بخش عدلی و قضایی دشوار است؛ زیرا یک توازن باید بین حفظ استقلال قوه قضائیه و یافتن راهکارهایی برای اصلاح آنچه خودش به یک محرک اصلی فسادِ نهادینه‌شده مبدل گشته است، به میان آورده شود. اما در حالی که کارهای بسیاری برای انجام باقی مانده، ما شاهد بهبودی در اداره عدلی و قضایی هستیم. اقدامات حکومت در راستای خاتمه بخشیدن به فرهنگ معافیت از مجازات که از متهمین رده‌بالا محافظت می‌کند، آغاز می‌گردد. در موارد تدارکاتی که قبلاً روی آنها بحث شد، وظیفه‎ی مقاماتی که با داوطلبان، سازش کرده‌ بودند به حالت تعلیق درآمد و دوسیه‌های تعقیب عدلی و قضایی آنان در حال ترتیب شدن است. به همین ترتیب، اقدامات اداری مشابه به منظور دور ساختن مقامات از بست‌هایی که مستعد رشوه است، به کار گرفته می‌شود. مجرمینی که به خاطر رهایی از دوسیه‌شان، قضاتی را پیدا می‎کنند، می‎توانند منتظر بررسی دوباره قضایای‎شان توسط لوی‌سارنوالی باشند؛ اما تسریع بخشیدن روند اصلاحات در سکتور عدلی، به‌روشنی، ساحه‌ی بعدی کار حکومت است. گام عاجل بعدی، استحکام و تقویت مشارکت ما با فعالان جامعه مدنی است که در راستای مبارزه با فساد فعالیت می‏کنند. تجارب ما نشان می‌‎دهد که به خاطر داشتن هر فرصت واقعی برای موفقیت در روند مبارزه با فساد در یک جامعه پس از جنگ، نیاز به مشارکت رده‎های بالایی حکومت و پاسخگویی قوی است تا نشان دهد که اراده لازم ملی و محلی در امر مبارزه با فساد وجود دارد. به همان اندازه که مردم افغانستان به جدیت حکومت در آوردن اصلاحات باور داشته باشند، به همان اندازه حکومت می‎تواند روی ژورنالیزم تحقیقی و افشاگران به خاطر خاتمه بخشیدن به فضای معافیت از مجازات که منجر به افزایش فساد گردیده، حساب کند. با گذر زمان، تصامیم و اقدامات بیش‌تری که از سوی وزارت‌ها در زمینه بودجه، قراردادها و مصارف انجام می‎شود، همگانی گردیده و از طریق رسانه‌‎های سنتی و مدرن به طور فعال به انتشار خواهد رسید. پذیرفتن بازخورد و نظارتی که از سوی شهروندان ارائه می‎گردد، باید یکی از بخش‌های اصلی چگونگی اجرای فعالیت حکومت باشد. به همین ترتیب رهبری عالی‎رتبه باید مقاومت‌ها در بروکراسی در عرصه تدارکات، را شناسایی نماید تا اصلاح‎گران داخلی و بیرونی بتوانند برنامه اقدامات اصلاحاتی در عرصه فساد را رو به جلو حرکت دهند؛ که برداشتن قدم اول در این زمینه، حیاتی است. نتیجه‌گیری در این مقاله استدلال شده که با استفاده از تدارکات در افغانستان، به طور نمونه، دولت‌ها می‌توانند به تغییراتی که ایجادکننده تحولند، دست یابند. در قدم نخست، این مقاله نشان می‎دهد که تعهدات برجسته‌ی سیاسی و انتخاباتی به خاطر خاتمه بخشیدن به فساد و اقدامات حکومت، یکجا، منجر به یک سلسله اقدامات عملی به خاطر آوردن اصلاحات در سطح ملی می‌گردد. این مودل، اشارات سیاسی، اصلاحات مدیریتی، نظارت تخنیکی و مشارکت بیش‌تر با شهروندان آگاه را با هم یکجا می‌سازد تا فرهنگ و سیستم‌های فراهم‌کننده فساد را به طور بنیادی تغییر دهد. در قدم دوم، در جزئیات معلوم شد که نیاز است استراتیژی‌های بسیارارزنده‌ی اصلاحاتیِ موفق، با این درک که فساد در ماهیت خود، یک پدیده خودظهور نیست و نتیجه‌ی رژیم‌های متشتتِ فاقد پاسخگویی است، آغاز گردند. در جریان جنگ در افغانستان، مسؤولیت نسبت به پول‌های هنگفت بی‌سابقه، سیستم‌های کنترولی را منحرف ساخت، و هیچ کدام از مسؤولین، ظرفیت و توانایی پر نمودن جای خالی مدیریت دولتی نظارت را نداشتند. روند کاهش تشتت تنها باید از رده‌های بالا آغاز گردد. البته این یگانه راهی نیست که کشورها باید آن را طی کنند؛ ولی اصلاحات تدارکاتی حکومت افغانستان می‌تواند، درس‌های مهمی جهت ریشه‌کن ساختن فساد در عرصه‌ی انکشاف را ارائه کند. در هر عرصه، تدارکات، قسمت عمده مصارف حکومت را تشکیل می‌دهد؛ اما در کشورهای پساجنگ و پسافاجعه، افزایش ناگهانی تدارکات جدید در سیستم‌ها، با بی‌تجربگی مدیریتی همراه است. روند ترمیم، خود شامل تشتت می‌باشد. اصلاحات مدیریت‌شده‌ی مناسب، توأم با عالی‌ترین نظارت، زمینه‌ها را به خاطر ایجاد فساد، کاهش می‌دهد و طرح‌های اصلاحاتی را که با ظرفیت‌های نهادی به خاطر کنترول فساد لازم است، در یک ردیف قرار می‌دهد. تدارکات، به طور خاصی جالب است؛ عرصه‌ای است که در آن لازمه اصلاحات حکومت، برخورداری از فراست سیاسی و اراده‌ی جهت‌دهی مصالحه‌ها است. حکومت نمی‌تواند، حین تطبیق اصلاحات در نظام، تدارکات را توقف دهد. طوری که بررسی موردی افغانستان نشان می‌دهد، متوقف ساختن تدارک قرارداد‌های تیل در جریان جنگ که به طور واضح ناقص بود، به معنی شکست در جنگ می‌بود؛ یک نظم بدیل می‌توانست، قابل انکشاف باشد؛ زیرا موجودیت ساختارهای حکومتداری به خاطر روند تصمیم‌گیری در سطوح بالا، به اندازه‌ی کافی پا برجا بود. افغانستان به‌تازگی تطبیق روند کاملاً پیشرفته اصلاحات را به خاطر محو فساد آغاز کرده است. در جریان ده‌ها سال، سیستمی ایجاد گردیده که فساد را در هر سطح، سیستماتیک ساخته است. سال‌ها طول خواهد کشید که حکومت قادر به اعلام پیروزی‌اش بر این معضل گردد؛ مگر استراتیژی و نقشه راه برای اصلاحات، روشن است و اولین موانع راه، پشت سر گذاشته شد. فساد در حکومت منجر به سه دهه جنگ شده است. فساد، افغانستان را از خودکفایی و آزادی دور نگه داشته است. فساد باعث به هدر رفتن منابع هنگفت باارزش شد که با مصارف آن، فقر موجود در افغانستان کاهش می‌یافت. مردم افغانستان به حکومتی رأی داده‌اند که دارای تعهد و شجاعت به خاطر شکستاندن حلقه فساد باشد. ما به خاطر به دست آوردن اعتماد مردم به فعالیت‌های خویش ادامه داده و به خاطر انکشاف ملی، یک مشارکت‌ نجیبه را ایجاد خواهیم کرد. منابع: - بنیاد آسیا، سال 2014 میلادی. سروی مردم افغانستان؛ سان فرانسیسکو، بنیاد آسیا (فورم از طریق لینک ذیل قابل دریافت می‎باشد: Asiafoundation.org/afghansurvey) - بنیاد برای صلح (FFP) سال 2013. شاخص دولت‌های شکننده (ضعیف) واشنگتن دی.سی. انتشارات FFP (فورم از طریق لینک ذیل قابل دریافت می‎باشد: http://global.fundforpeace.org/) - حکومت افغانستان، سال 2016. ریاست عمومی اداره امور ریاست جمهوری – اداره تدارکات ملی (فورم از طریق لینک ذیل قابل دریافت می‎باشد: http://www.npa.gov.af/Beta/English/English.aspx) - رصدخانه پیچیدگی اقتصادی. دسمبر 2015. پروفایل کشور (افغانستان) (فورم از طریق لینک ذیل قابل دریافت می‎باشد: http://atlas.media.mit.edu/en/profile/country/afg/) - سازمان اقتصادی کشورهای آمریکای لاتین و حوزه کارائیب (SELA). تدارکات عامه به مثابه ابزاری برای توسعه آمریکای لاتین و حوزه کارائیب. کاراکاس، SELA.
ادامه مطلب

مطالب بیشتر

جلســات اخیر


صحبت با خانم اول





Under construction






دیدگاه و هدف

حین اجرای مراسم تحلیف جلالتمآب داکتر اشرف غنی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان که به تاریخ ۷ میزان ۱۳۹۳ مطابق ۲۹ سپتامبر ۲۰۱۴ دایر گردیده بود، جناب ایشان از خانم خویش اظهار سپاس گذاری نموده و در رابطه به تآسیس دفتر خانم اول جمهوری اسلامی افغانستان اشاره نمودند. تصمیم تاسیس دفتر خانم اول به اساس لیاقت و سابقه کاری جلالتماب خانم اول با بیجا شده گان داخلی (IDPs) و اطفال که در سرک های کابل کار مینمایند، بوجود آمد که دفتر متذکره در قسمت فعالیت های اجتماعی و غیر سیاسی تمرکز خواهد داشت، که بدین ترتیب دفتر خانم اول جمهوری اسلامی افغانستان در میزان سال ۱۳۹۳ مطابق اکتوبر ۲۰۱۴ تاسیس گردید.

Image

بخشهای مورد نظر

نیازمندی های اساسی در افغانستان بسیار زیاد میباشد. با توجه به ماهیت غیر سیاسی بودن و جدیدالتاسیس بودن این دفتر، ساحات مورد نظر قرار ذیل میباشد:
• ارزیابی نیازمندی های افراد آسیب پذیر
• تمرکز بالای ایجاد زمینه های کاری و ارتقای ظرفیت
• دسترسی به بخش صحی با کیفیت، تحصیلات با کیفیت و خدمات حقوقی با کیفیت بخصوص به سطح ولایات
• فرهنگ افغانی و تمدن اسلامی

هــدف

هدف ما بهبود ارائه خدمات با کیفیت به تمام جمعیت آسیب پذیر از طریق نظارت و مهیا ساختن امکانات میباشد.

دیدگاه

دیدگاه ما ایجاد یک افغانستان مرفه میباشد، جای که تمام افغان ها به خصوص خانم ها بدون در نظر داشت سمت، نژاد، جنسیت و یا موقف مورد احترام قرار گیرد.

سیاست درهای باز

سیاست درهای باز برای همه اقشار جامعه

صدها نفر به شکل گروپی و یا انفرادی از سراسر افغانستان غرض شریک ساختن نگرانی ها، آرزو ها و دست آورد های شان با جلالتمآب خانم اول ملاقات نموده اند و ملاقات مینمایند.
دفتر جلالتمآب خانم اول به حیث یک مجرا برای این شهروندان عمل نموده تا خواست های شان را به مراجع مربوطه دولت راجع سازد.

چگونه ملاقات را تنظیم نمایید؟

لطفاً با ایمیل آدرس info@firstlady.gov.af با ما به تماس شوید.
از شما در رابطه به دلیل ملاقات با جلالتمآب خانم اول و همچنان معلومات در رابطه به فعالیت های خود تان و یا گروپ شما سوالات پرسیده خواهد شد.
بعداً دفتر در رابطه به زمان ملاقات رهنمایی خواهند نمود.

با کی ها ملاقات خواهد نمود؟

جلالتمآب خانم اول با کمال میل میخواهد با همه اقشار جامعه دیدار نمایند.
بخصوص خواهان ملاقات گروپ های میباشند که در توسعه جامعه افغانی فعالیت دارند تا توانایی های آنها را انکشاف داده تا بتوانند به اهداف خود برسند.
برای دفتر جلالتمآب خانم اول کدام بودیجه اجرایوی تخصیص داده نشده، به عباره دیگر این دفتر پول برای توزیع کردن ندارد بلکه میتواند در قسمت ارتباط دادن و دسترسی به اطلاعات کمک نماید.





کمپاین های آگهی عامه


"من خاموش نخواهم ماند، زیرا خاموشی ما و شما در این حالت گناه بزرگ است."

بی بی گل (در رابطه به اضرار مواد مخدر) قوس ۱۳۹۴

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 



خانم اول در رابطه به چند موضوع ملی تمرکز خواهند نمود:

  • انکشاف صلح/ آگاهی دهی بر ضد خشونت
  • آگاهی دهی در مورد سواد آموزی
  • آگاهی دهی در مورد محیط زیست
  • صحت:  آگاهی دهی در مورد سرطان ثدیه و رحم، حمایه طفل و مادر، استعمال و اضرار مواد مخدر
  • انکشاف صلح/ آگاهی دهی بر ضد خشونت
  • آگاهی دهی در مورد سواد آموزی
  • آگاهی دهی در مورد محیط زیست
  • صحت:  آگاهی دهی در مورد سرطان ثدیه و رحم، حمایه طفل و مادر، استعمال و اضرار مواد مخدر

فعالیت های رضاکارانه

ما به فعالیت های رضاکارانه ارزش قایل هستیم. رضاکاران بخش عمده جامعه را تشکیل میدهند و ما جوانان را در قسمت عام ساختن این فرهنگ در جوامع حمایت و پیشتیبانی مینمایم. شما میتوانید دراینجا ثبت نام نمایید.


زنان در افغانستان

"زن افغان، قوی است و نباید به چشم یک شخص ضعیف به او دیده شود. همین زن است که بعد از سال ها جنگ و نا آرامی
در کشور، همچنان وظیفۀ خود را در عرصه های مختلف به پیش می برد."

بی بی گل، ۸ مارچ روز جهانی زن

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 



گروپ های متعدد به ملاقات خانم اول آمده اند که بعضی شان از کابل و تعداد زیاد آنرا خانم ها از ولایت های دور مانند شغنان/ بدخشان، نورستان، جوزجان، دایکندی، تخار و یا هم غور تشکیل میدهد. با گوش دادن به مشکلات و خواسته های خانم ها، خانم اول و تیم کاری شان موضوعات متعدد ذیل را دریافت نموده اند:


  • دسترسی خانم ها به خدمات چون صحت، مسائل حقوقی و اداری
  • دسترسی خانم ها به سواد آموزی/ تعلیم و تربیه/ آموزش ها
  • زن بحیث عضو فعال در اقتصاد کشور (زراعت، کسب و کار، تجارت)
  • دسترسی خانم ها به مقام رهبریت؛
  • حفظ و مصونیت خانم ها از آزار و اذیت جنسی و خشونت


  • دسترسی خانم ها به خدمات چون صحت، مسائل حقوقی و اداری
  • دسترسی خانم ها به سواد آموزی/ تعلیم و تربیه/ آموزش ها
  • زن بحیث عضو فعال در اقتصاد کشور (زراعت، کسب و کار، تجارت)
  • دسترسی خانم ها به مقام رهبریت؛
  • حفظ و مصونیت خانم ها از آزار و اذیت جنسی و خشونت


هدف ما رسیدن به دو نکته ذیل میباشد:

1. کاهش فاصله میان خانم های روستایی و شهری
2. ترویج احترام متقابل میان زن و مرد
  1. کاهش فاصله میان خانم های روستایی و شهری
  2. ترویج احترام متقابل میان زن و مرد

قشر نیازمند جامعه

"چو ایستاده یی دست افتاده گیر"

سعدی شیرازی، شاعر قرن سیزدهم

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 



موجودیت چندین دهه جنگ و اختلاف در افغانستان منجر به از هم پاشیدن بافت های اجتماعی افغانستان گردید است. خانواده ها از هم متلاشی شدند، بعضی ها از بین رفتند و بعضی هم ناپدید شده و یا هم به کشور های دور دست به مهاجرت های دسته جمعی مجبور شدند و یک عده خانم ها سرپرست خانواده را از دست دادند و مجبور شدند تا به تنهای سر پرستی اطفال خویش را بعهده بگیرند. مردم از نقاط نا امن فرار کردند بعضی ها به مراکز شهر های افغانستان رفته و بعضی هم به کشور های همسایه نقل مکان نمودند.
در پانزده سال گذشته وضعیت در افغانستان بهبود یافته و این موضوع باعث شده تا تهداب خانوادگی که پایه های اصلی اجتماع افغانستان را تشکیل میدهند، دوباره آهسته آهسته اعمار گردد. اما جنگ ها عواقب و آثار غم انگیز از خود بجا گذاشت. تمرکز بیشتر خانم اول و تیم کاری شان بالای اقشار آسیب پذیر ذیل میباشد:

  • بیجا شده گان داخلی و مهاجرین که دوباره بوطن عودت نموده اند
  • اشخاص دارای معلولیت و معیوبیت
  • اطفال بی سرپرست و بیوه ها
  • معتادین و فامیل های شان
  • بیجا شده گان داخلی و مهاجرین که دوباره بوطن عودت نموده اند
  • اشخاص دارای معلولیت و معیوبیت
  • اطفال بی سرپرست و بیوه ها
  • معتادین و فامیل های شان

تمدن اسلامی


موجودیت چندین دهه جنگ و ویرانی باعث گردید تا بسیاری از منابع با ارزش کشور خویش را که در آرشیف و کتابخانه ها موجود بودند، از دست بدهیم. حال وقت آن است تا با مقالات علمی که توسط علماء افغانستان از ادوار مختلف تاریخ در رابطه به تمدن اسلامی نوشته شده احیا نمایم. لطفاً‌ مقالات خویش را با ما در اینجا شریک سازید. info@firstlady.gov.af

قربانیان جنگ/ دورنمای صلح


موجودیت چندین دهه جنگ در افغانستان ما را با بی ثباتی، عدم امنیت و از دست دادن خانواده مواجه کرده است. بسیاری از خانواده ها را غمگین ساخته و زمان کمی برای درمان آنها داده است. در این صفحه ما قربانیان جنگ را احترام می گذاریم. لطفاً‌داستان ها و خاطرات زندگی دوران جنگ تان را با ما در میان بگذارید. info@firstlady.gov.af

بصیره و زخم همواره خون چکانش 2016-01-17

برای بصیره همه چیز از یک پس از ظهر خون آلود شد. هوای سرد ماه دلو همه را به حویلی خانه کشانیده بود. آسمان آفتابی و گرمای ناشی از تابش خورشید، هوس بازی گوشی را در کودکان بیدار کرده بود. ذکیه شش ساله، مطیع الله را به حویلی خانه آورد تا گونه های برادر یک ساله اش را با نور آفتاب بنوازد. همه چیز برای یک روز خوب مهیا بود. شوق شادی در چشمان همه ، به خصوص ذکیه برق می زد. با برادرش همچون بزرگی جهان دیده سخن می گفت. از نور خورشید، از سختی های زمستان و از تفنگ و جنگ و از آینده ایی که بهتر خواهد شد، با برادرش با لهجۀ شیرین کودکی گفتگو می کرد. گدی هایش را به اون نشان میداد و به برادرش قول می داد که برایش یک موتر خوب بخرد. نام انواع موتر را می برد و با دستانش اندازه های مختلفی از نشان میداد و از مطیع الله می خواست که بگوید کدام سایز را دوست دارد. دستان مطیع الله را می گرفت، به هم می مالید، برایش شعر می خواند و سپس سروصورتش را غرق در بوسه می کرد. ذکیه و مطیع الله به طرز خیال انگیزی زیبا و دوست داشتنی به نظر می رسیدند. کرتی سرخی که به تن ذکیه بود باتابش خورشید و با پس منظر برفی، کمی رنگ ارغوانی به خود گرفته بود. موهای گندم رنگش پیچ و تاب خورده و با هر جست و خیز ذکیه به روی کرتی سرخش به رقص می آمد. صبح چون هوا آفتابی و گرم به نظر می رسید، مادرش او را حمام برده و سر و تنش را شست و شو داده بود. نیم رخش که در آفتاب بود برق می زد. دستانش نازک و در هوای زمستانی کمی باد کرده به نظر می رسید. چشمانش در میان انبوهی از مژگان سیاه پنهان شده بود. برای مطیع الله هم ورود به جهان بیرون از خانه هیجان داشت. می خندید، بازی گوشی می کرد و گاهی هم بر سر ذکیه جیغ می کشید و به این طریق قهرش را نشان می داد. مطیع الله صورت گوشتالو و موهای پرپشت و پوست سفید و چشمان آبی داشت. هنگامی که لبخند بر لبانش می نشست، همه را مجذوب خویش می کرد. مادر همیشه نگران بود که چشم بد بر او بیافتد و به همین خاطر تاجایی که می توانست زیبایی هایش را با آویزان کردن مهره و دستمال و پیچیدن پارچه ای دور سرش و پوشانیدن موهایش، از چشم ها پنهان می کرد. آن روز مادرش از تماشای خوش طبعی های مطیع الله و شیرین کلامی های ذکیه لذت می برد. تماشای چنین صحنۀ خاطره انگیزی در شهری که جز صدای تفنگ و راکت و گلوله صدای دیگری به گوش نمی رسید، او را به وجد آورده بود. با خود زیر لب زمزمه می کرد که" خدایا هر دو را از چشم بد نگاه کند. دردش را به ما نشان ندهد." اما او چه می دانست که در ایام جنگ خوشی ها هرگز پایدار نیست. شهر کمین گاه فاجعه است و خوشی ها دامی است تا قربانیان را به صحنه آورد و دعای مادران هم نمی تواند بر طلسم جادویی جنگ اثر کند. مطیع الله، ذکیه، مادرش و سایر اعضای فامیل در چنین دامی اسیر شده بودند. هوای سرد زمستان و گلوله باری شهر به آن ها فرصت نداده بود تا این چنین حویلی خانه گرد هم جمع شوند و دل سیر از آفتاب بهره مند شوند، به ظاهر چنین خوانی گسترده بود. آن ها به صیافت خوانی در حویلی خانه دعوت شده بودند. همه چیز مهیا بود و برای لحظه ای هم که شده، بصیره و کودکانش جنگ را از یاد بردند. اما این درست همان لحظه ای بود که جنگ در کمینش نشسته بود. هیچ کس نفهمید چه شد؟ صدای غرشی به گوش رسید و سپس انفجار مهیبی زمین و زمان را تیره و تار کرد. از آسمان آبی و درخشش خورشید خبری نبود. همه چیز در یک چشم به هم زدن عوض شد. گرد و غبار و دود ناشی از انفجار همه جا را فراگرفت. هیچ چیز دیده نمی شد. بصیره، همیشه می تواند به خوبی همان روز انفجار، صحنه را در ذهن خودش مجسم کند، اما بازهم انگار دچار فراموشی شده است. چیزی زیادی ار آن صحنه به خاطرش نمی آید. همه چیز را به وضوح می بیند اما نمی تواند بیانش کند. هنگامی که می خواند سخن بگوید ذهنش فقل می کند، صحنه تیره و کدر می شود. مثل یک خواب، یک رؤیا از خاطرش فرار می کند بصیره می گوید بعد از انفجار ازجایم بلند شدم. همۀ اعضای فامیل روی زمین افتاده بود. به دنبال ذکیه و مطیع الله دویدم، دیدم که ذکیه ناله می کند و مرا صدا می زند. ذکیه آب می خواست. سریع رفتم که آب بیاورم. گیج شده بودم و دنبال آب این طرف و آن طرف رفتم. تا آب آوردم دیدم که صدای نالۀ ذکیه خاموش شده است. با دستم تکانش دادم، اما فایده نداشت. بدنش سرد شده بود. چشمانش باز بود و گویا خیره خیره به من نگاه می کرد. ذکیه را زمین گذاشتم و در همان زمان صدای گریه ای مطیع الله را شنیدم. خوش شدم که خدا را شکر مطیع الله زنده است. با خوش حالی بغلش کردم. ناگهان صدای گریه اش آرام شد و چیزی گرم و تر به دستانم مالیده شد. نگاه کردم که مطیع الله شکمش پاره شده و بچه ام روده هایش بیرون ریخته است. فهمیدم که مطیع الله هم مثل ذکیه جان باخته است. فریاد کشیدم و فریاد کشیدم. ناله سر دادم و این طرف و آن طرف دویدم و دگر یادم نیست که چه اتفاق افتاد. بصیره زیاد نمی تواند راجع به آن روز سخن بگوید. هنگامی که از ذکیه و مطیع الله سخن می گوید، رنگ و رخسارش می پرد. اشک از چشمانش بی اختیار جاری می شود. گاهی آن قدر می گرید که چادرش تر می شود. به سختی می تواند حرف بزند. فقط می گوید همیشه احساس می کنم که در سینه ام زخمی دارم. زخمی واقعی که از آن همیشه خون می ریزد. مطمئنم روزی این زخم مرا از پای در خواهد آورد. قصۀ بصیره از زبان خودش ساعت دوی بعد از ظهر دوشنبه، پنجم دلو یک هزار و سیزده هفتاد و یک، همه فامیل در روی حویلی بودیم که راکت اصابت کرد تمام تمام جای تاریک شد. یک زمان دیدم که تمام اعضای فامیلم روی زمین افتاده. دیدم دختر شش ساله ام ناله میکند رفتم بغلش کردم. گفت: مادر مره آب بده. آنجا هیچ آب پیدا نمی شد هر طرف را گشتم تا کمی آب پیدا کردم، پس که آمدم دیدم او از دنیا رفته. بعد از آن به دنبال بچه ام گشتم، صدای گریه اش را شنیدم. دویدم و خوش شدم بچه ام زنده است. با خوشحالی او را بغل کدم، به یک باره آرام شد. دیدم که تمام روده هایش برآمده. دیگران گفتند تکه بدهید تا زخم او را بسته کنیم و مه دیگر نفامیدم که چه کدم چه رقم روده های او را جمع کردم هیچ چیز به یادم نیست. فقط می دانم که با دستانم، جگر گوشه هایم را از خود دور کرده و دفن کردم. آن لحظه را خوب به یاد دارم و همیش مرا آزار می دهد...چون من یک مادرم...
ادامه مطلب

بلاگ





Under construction






با ما به تماس شوید

تماس
فورم ارتباط